
شاید که عاشق می شدی ، جان بُرده بودمبا من شقایق میشدی ، افسرده بودم؟شاید که عاشق می شدی ، من بُرده بودمداغ تغافل های تو ، کِی خورده بودم ؟من انتظارِ بوسه هایت را ندارمبا بوسه عکس های تو را افشرده بودمهر روز سلام هایت ، تسلای دلم بودکِی بی جواب ؟ جانِ تو را آزرده بودمدستانِ گرم تو نیازِ دست من شداندر خزان روزی که من دل مُرده بودمدر خواب کاش بوسیده بودم ، روی ماهتچند بوسه را ، یک بوسه ای بشمرده بودمگفتی : چه زود برف سفید بارید بر توداغ فراق افتاد ، چنین تا خورده بودممن دل پریشانم مگر مویت ببوسمبا شانه اسب بخت را بر گُرده بودماز بس که خورشید دلت بارید محبترقصان غبارِ کوچکی و خُرده بودموقتی نبودی ، شاعرت در انزوا بودجلوه نمی کردی منم در پرده بودم" یوسف "برچسبها: یوسف بخوانید...
ادامه مطلب
از دلم یاد نکردی ...که ... خبر جای خودشجان به لب آمد و دل مُرد ، ضرر جای خودشنگرفتی تو سراغ از دل معشوقه خودیا نگاهی به سر کوچه ....گذر جای خودششیشه پنجره عشق پر از بغض غریببی تو آرام نشد ،...
ادامه مطلب
من همانم که شروعش کردی , نکند دل بکنی, دل ندهی , بی سر و سامان شوم "فائزه شبانی"...
ادامه مطلب