خرید بک لینک

شاید که عاشق می شدی ، جان بُرده بودم

با من شقایق میشدی ، افسرده بودم؟

شاید که عاشق می شدی ، من بُرده بودم

داغ تغافل های تو ، کِی خورده بودم ؟

من انتظارِ بوسه هایت را ندارم

با بوسه عکس های تو را افشرده بودم

هر روز سلام هایت ، تسلای دلم بود

کِی بی جواب ؟ جانِ تو را آزرده بودم

دستانِ گرم تو نیازِ دست من شد

اندر خزان روزی که من دل مُرده بودم

در خواب کاش بوسیده بودم ، روی ماهت

چند بوسه را ، یک بوسه ای بشمرده بودم

گفتی : چه زود برف سفید بارید بر تو

داغ فراق افتاد ، چنین تا خورده بودم

من دل پریشانم مگر مویت ببوسم

با شانه اسب بخت را بر گُرده بودم

از بس که خورشید دلت بارید محبت

رقصان غبارِ کوچکی و خُرده بودم

وقتی نبودی ، شاعرت در انزوا بود

جلوه نمی کردی منم در پرده بودم

" یوسف "


برچسبها: یوسف

برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: پنجشنبه 11 مرداد 1403 ساعت: 9:48

صفحه بندی