باز بهارم آمده جانم دهد
آمده دارو و درمانم دهد
آن که زخمی زد ، رفت ، باز آمده
نامسلمان ، باز ایمانم دهد
ای محالِ بوسه های من ، شود؟
بوسه ای در خواب ، پنهانم دهد؟
مُرده را آب حیات عیسی(ع) دهد
وای اگر جامی دهد، جانم دهد
آمدی ای من فدای شوقِ تو
کی شود ، این هجر پایانم دهد
هر دو سودا ، حالِ خوش داریم ما
وعده سازد ، حُکم طوفانم دهد
وای آمد ، این نهال از خاک رُست
تا ثمر سازم ، بارانم دهد
ای خوش انصاف ، من پریشانم ببین
دست به گیسویِ پریشانم دهد
آمده ، باور نمی آید مرا
بوسه ای آن ماهِ تابانم دهد
" یوسف "
برچسب:
نویسنده: پرهام امینی