خرید بک لینک

سفرِ عشق ، کجا بی خطر است ؟

دل وامانده ، عجب در شرر است

سفر از عشق ، به عشق باید کرد

حذر از عشق ، کجا شاید کرد؟

گره کارِ من افتاده به عشق

عقل و جان و خردش داده به عشق

در قمارت شده این جان بدان

بی شمارت شده این جان بخوان

بی قرارت شده و مستِ جنون

بی بهارت شده و دل ، پُر خون

مرد طوفان و دلش بارانی

زخمِ هجران ، دلش طوفانی

برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 22:50

صفحه بندی