صبح 1ی
غرقِ آغوشِ خیالی باشی و
از لبت خنده بریزد؛
باران پشتِ پنجره می خندد
من اینجا بیشتر ...
#لیلا_مقربی
*******************
پُر از باران شود 1 ، بخندی ! تا ببارانم
همه جانان شود کوچه ، بخندی ! تا 1
به وقتِ گرگِ میشِ صبح ، بپرهیزی ز خوابِ صبح
همه حیران شود کوچه ، بخندی ! تا ببارانم
بیندازی تو چترِ خود ، ببوسم دسته ی آن را
ز تو خندان شود کوچه ، بخندی ! تا ببارانم
کجا چتر بر سرم گیرم ؟ که از باران نمک گیرم
درِ ایمان شود کوچه ، بخندی ! تا ببارانم
فضا باران می بارد ، قضا طوفان می بارد
اگر طوفان شود کوچه ، بخندی ! تا ببارانم
عجب عطری خدا دارد ، عجب شعری هوا دارد
چنین حیران شود کوچه ، بخندی ! تا ببارانم
اگر خیسم ، فدای تو ! همی ایستم ، برای تو !
تو را مهمان شود کوچه ، بخندی ! تا ببارانم
" یوسف "
برچسب:
نویسنده: پرهام امینی