خرید بک لینک

1'>سایه ای بر سایه ای 1 و 1

باده ی پُر مایه ای ، خندید و رفت

ابری آمد ، چند بارید عشق را

حالتِ همسایه ای ، خندید و رفت

ساده آمد ، ساده خندید، ساده رفت

مهربان سان دایه ای ، خندید و رفت

جان ما را تشنه دید و بغض کرد

گفت مرا : هم پایه ای ؟ خندید و رفت

دید که ما را گُم شدیم اندر طریق

گفت مرا : چند آیه ای ، خندید و رفت

آن قدر بارید ، تا افسانه شد

ابر شد ، چند لایه ای خندید و رفت

کاش بداند ! جانِ ماست ، در دور دست

شد به غایت وایه ای ... خندید و رفت

" یوسف "


برچسبها: یوسف

برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: جمعه 1 مهر 1401 ساعت: 13:00

صفحه بندی