خرید بک لینک

دلنوشته

دلم یک زمستانِ جانانه می خواهد .
یک خیابانِ سفید
با برفی که یکریز می بارد،
شبیهِ روزگارِ خوبی که سردیِ هوا با گرمیِ روابط ، رابطه ی مستقیم داشت
و زندگی در شرَیانِ زمان
و زیرِ پوستِ یخ زده ی شهر
جریان داشت .
زمستان که می رسید همدلی ها را بیشتر و دل ها را صمیمی تر می کرد،
و هوا ، مملو از عطر همدلی و مهربانی بود .
این روزها چقدر دور از همیم و چقدر برف نمی بارد !

https://t.me/hayatarefaneh

دلنوشته


مسائل قدیمی را از ذهنمان پاک کنیم،
فکر اتفاقات گذشته فقط توان و
نیرو ی مان را هدر می دهد.
هر اتفاقی بوده تمام شده و رفته است
1 را 1 1 که 1
1 و 1 نکنیم 1 را 1 1.
ذهنمان را با اینهمه انرژی منفی پر نکنیم
قلبمان را سبک کنیم و به روزهای خوب آینده فکر کنیم.
زندگی؛ نمایشی است
که هیچ تمرینی برای آن وجود ندارد!
با تمام وجود زندگی کنیم ،قبل از آنکه
نمایش ما بدون هیچ تشویقی
به پایان برسد!

https://t.me/hayatarefaneh


برچسبها: اجتماعی

برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: سه شنبه 15 آذر 1401 ساعت: 14:24

صفحه بندی