خرید بک لینک

چنان بسوزمت از عشق ، تا خاکستر شوی !

چنین بگویمت از عشق : کز همه سر شوی !

من از 1 1 ، به 1 1

چنان بسوزم از عشق، که اهلِ باور شوی !

به دیوانه که می رسم ، ز حالش غبطه به جان دارم

چنان بسُرایم ازعشق ، با دیوانه برابر شوی !

به مُدعا نظر مکن ! که هر اصلی بَدَل دارد

به دور کن اضافات را ، کزین گوهر شوی !

به توشه ی مِهرش ، پُر کن ظرفِ دلت را دوست!

که عشق صراطِ معراج است ، به این برتر شوی!

کتاب و دفتر عشق ، وسیله راهند ، تا به مقصد رسی

تو خالص شو ! ز خویش ، ز عشق جوهر شوی!

ز زخمِ دوست شکایت به غیر مبر ، که بیگانگی است

رسد ، رفیق میخانه و پیمانه و ساقی و ساغر شوی

"یوسف "


برچسبها: یوسف

برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: پنجشنبه 17 آذر 1401 ساعت: 13:30

صفحه بندی