
شايد 1 1 ولی ،
از خود خلاصم كرده ای ...
#افشین_یداللهی
@nim_beyt
****************
1 نمی دانی چه 1 ؟ 1'>آشفته ام آشفته ام
شاید نمی خوانی ورق ، "دل نامه ها بس گفته ام "
تا نور باشم پیشِ تو ! تا سور باشم کیشِ تو !
از جانِ خویش ، از جان خویش چندی غبار رُفته ام
بی تاب ! بی تابم مکن ! محرومِ مهتابم مکن !
با وعده ها خوابم مکن ! چون گوهری ناسفته ام
دیده ندیده روی را ، دست ناکشیده موی را
نآمد کمی آن بوی را ، آواز تو نشنُفته ام
رویای من رویاء گذشت ، با ما شد و بی ما گذشت
با جان ما ، زین جا گذشت ، زان پس چو مُرده خفته ام
پرسید : " آن رازت چه شد ؟ آن کوکِ جان سازت چه شد ؟
آخر تو آوازت چه شد ؟ " اَسرار عشق بِنهُفته ام
" یوسف "
برچسب:
نویسنده: پرهام امینی