1 1 1 نمیکنند.
فقط با هم مسابقهی دو گذاشتهاند.
میخواهند به هدفی در افق دوردست برسند ولی در گرماگرم رفتن آنقدر نفسشان بند میآید و نفس نفس میزنند که چشمشان زیباییها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبیند.
و روزی به خودشان میآیند که دیگر پیر و فرسوده شدهاند و دیگر فرقی نمیکند به هدفشان رسیدهاند یا نرسیدهاند!
برچسب:
نویسنده: پرهام امینی