
زخمِ این فاصله ها را ، چه کنم ؟
حسرتِ سلسله ها را ، چه کنم؟
رودم و سدی زخیم ، ساخته اند
سختیِ مرحله ها را ، چه کنم ؟
اشک در گونه ی تو ... دستِ رقیب
غیرتُ و مسئله ها را ، چه کنم ؟
جنگ تقدیر ، چه طاقت فرساست ؟
مرهمِ آبله ها را ، چه کنم ؟
ای نهال ! تا ثمرت کِی برسد ؟
قدرتِ حوصله ها را چه کنم ؟
دورِ دور ، رفتنِ تو ! ولوله شد
حاصلِ زلزله ها را ، چه کنم ؟
سفرت خوش ، که نفرینم نیست
آتشِ غافله ها را ، چه کنم ؟
در 1 ، چه کسی 1 است ؟
زخمِ این مشغله ها را چه کنم ؟
"یوسف "
برچسب:
نویسنده: پرهام امینی