خرید بک لینک

خدای رحمان و رحیم و مغفرتش...

هو
‏۱۲۱

بایزید بسطامی در راهی می‌رفت. آواز جمعی را شنید. خواست موضوع را بداند. نزدیک رسید، دید کودکی در لجن افتاده و خلق به نظاره ایستاده...
ناگاه مادر کودک از گوشه‌ای دردوید و خود را میان لجن افکند و آن کودک را برگرفت.
بایزید چون این بدید وقتش خوش گشت و نعره‌ای بزد و می‌گفت: شفقت بیامد، آلایش ببرد، محبت بیامد و معصیت ببرد، عنایت بیامد و جنایت ببرد.
حال خداوند است با بندگان گنهکار، خدای رحمان و رحیم و مغفرتش...

کشف‌الاسرار
خواجه عبدالله انصاری

برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 18:57

صفحه بندی