خرید بک لینک

ای داغ نهاده به دل عاشق خسته

وآنگه که نهاده , خودش زود برسته

بسته دل و جانم به همه تار وجودش

رفت از دیارم که گویا به عشق عهد نبسته

تو نیز دهی تار وجودت به دلی , زار

آنگه بدانی که به این دل چه نشسته

ما نیز چو تو دل بشسکتیم و برفتیم

امروز دو چندان دل ما نیز شکسته

این آینه ی دهر چه زیبا بنماید همه افعال

صد شکوه برند پیش خدا دسته به دسته

غافل که ز ماست هر چه رسد از در و دیوار

از غیر نبود , خویش نگر کز تو بجسته !!!

" یوسف "

برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 20:53

صفحه بندی