خرید بک لینک
شگون ندارد صبح را بی شعر تو آغاز کنم

آن ترانه دل نشین " یارا " را نه آواز کنم

نفس کشیدن بی تو سخت است تو میفهمی

بی تو و عشقت چگونه به خوشبختی پروازکنم

همیشه چشم و گوشم به راه مانده تا خبر آید

به ضربه ای از در , کودکانه بشتابم تا در باز کنم

منتطرم همیشه تا یکی روز خودنمایی کنم

بخواهد جان را , از ته دل قربان آن طناز کنم

ای میوه ی گم شده ی بهشت من بیا کنارم

تا با تو به همه ی این اهالی فخر و ناز کنم

" یوسف "

برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 17:39

صفحه بندی