کاش بدانی رفتنم ابقای یاران بود بس
من یقین دارم بسی رنج وبلاها دیده ای
تو یقین کن هم فرارم بهرتو جان بود و بس
ای هوایم , در هوایت , من هوایی می شوم
اری بیمارت فراقش بهر درمان بود و بس
گرچه از هجران تو عمرم به پایان می رسد
نه که والله رفتنم پنداری آسان بود و بس
می زنی تهمت بزن , اما قلم از عشق مزن
هم خیالت تا به هجرت ماه تابان بود و بس
هر چه را باشد بها , جانم بهای عشق شد
تو بمان جان جهان گویا که خواهان بود و بس
" یوسف "