خرید بک لینک

قمر اندر قمر اندر قمر از بخت من است ؟؟؟

ماهِ من رفته و رفته ...ماهِ تو در چمن است ؟

باورم نیست که گنجم شده از دست به غیر

صد هزار درد نگفته , نهفته دهن است

حُبِّ تو ای نفسم گشته هوایِ دل و جان

کارِ شاعر رصد و کارِ تو دایم فتن است

کاش بودی و مرا خانه خراب می دیدی

دیده ای در وطن و باز غریبِ وطن است ؟

شرحِ مستت همین قصه ی سودایی نیست ؟

آن که سودا شده در عشق ورایِ حَسن است

من قمار بازم و امّا تو را کی بازم ؟ دارایی من

پرِ پرواز کجا ؟ عشق مرا چون رسن است

گره عشق به جز چشم تو باز می نشود باور کن

تب به جانم شده و داغِ تو بر جان و تن است

" یوسف "

برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: دوشنبه 4 آذر 1398 ساعت: 19:21

صفحه بندی