خرید بک لینک

ردِ عشقِ من تا تو کشیده ، برایِ تو کجاست بانو ؟

دردِ تو ، بر جان من تنیده ، برای تو کجاست بانو ؟

عجب از من است یا تو ؟ بدین دلدادگی نا دیده ...

محال ، چنین عشقی دیده ، برای تو کجاست بانو ؟

به انتظار جان فشانی تو بودم ، چرا گذشتم از تو؟

مگر نه این بازی کمی پیچیده ؟ برای تو کجاست بانو؟

هنوز مستم ، به نوای داوودی (ع) تو ای نقاب دار

چنین قرار از من بر چیده، براب تو کجاست بانو؟

بیا و نصیبِ عشقِ خویش بگیر از منِ شیدایی

سرودمت،کجاغزل چنین شنیده؟برای تو کجاست بانو؟

فتاده ای به قفس ، چون اسیری در غربتِ عشقم

کجاکسی چومن به جانت دمیده؟برایتوکجاست بانو؟

او که به خیالت دو هزار شب پی در پی دویده

چرابه چشمه ی جانت نرسیده؟برای توکجاست بانو؟

" یوسف"

برچسب: نویسنده: پرهام امینی تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1398 ساعت: 10:53

صفحه بندی