معرفت حضرت باریتعالی

متن مرتبط با «این» در سایت معرفت حضرت باریتعالی نوشته شده است

قدراین یک غزل ای کاش کنارم باشی

  • نیلوبلاگ

    قدری آهسته...دلم پشت غزل جاماندهدلِ حساس ،دلِ خسته ،دلِ واماندهمی دوی تند ،جوانی و ندارد نفسیدلِ از تاب و تب افتاده و تنها ماندهجریان داری و تقدیر و قضا یار توانددل من ماهیِ دور از لب دریا ماندهروبروی تو درِ باغ خدا بازاست و ...دل من دردل خشکیده ی صحرا ماندهقدری آهسته که دیدار تو حتی از دوردردلم آتش عشقی ست که برپا ماندهقدراین یک غزل ای کاش کنارم باشیمی روی...سخت نگیر...سهم تو- فردا-مانده..‌‌‌‌‌‎‌‌‎❤️‍࿐ྀུ༅࿇༅═‎شاعر؟؟؟؟؟...

    ادامه مطلب
  • رسم این بود که شیران دل آهو بِدَرَند ،

  • نیلوبلاگ

    رسم این بود که شیران دل آهو بِدَرَند ،به تو آهو چه بگویمکه دَریدی دلِ ما ،#راحم_تبریزی برچسبها: راحم تبریزی تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۳ | 13:53 | نویسنده : یوسف جلالی | بخوانید...

    ادامه مطلب
  • جسمی در اینجا قلبی در آنجا

  • نیلوبلاگ

    جسدٌ هناوقلبٌ هناكوبالٌ بعيدٌ جداً...!جسمی در اینجاقلبی در آنجاو خیالی بسیار دور...!#محمود_درويشðx9fx8c»ðx9fx92x9b برچسبها: محمود درویش تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۳ | 13:57 | نویسنده : یوسف جلالی | بخوانید...

    ادامه مطلب
  • غزل دلم اینجا قمار می خواهد

  • نیلوبلاگ

    شاید اینجا ، خبری پیدا شدعاشقی ، شور و شری پیدا شدشاید اینجا ، صدا کرد مرادِلِ دیوانه تری پیدا شدگُلی از بوسه بچینم او راهوسی پشتِ دری پیدا شدمن به صید دلِ مرواریدمعاشقی چون گوهری پیدا شد وقتی بیمارِ دلش می گردمچشمِ آسیمه سری پیدا شد تیره ی جان مرا نوری زداز افق چون قمری پیدا شد شاید آن دست ، بگیرد دستمخنده ی بی خطری پیدا شد او زلیخا شود و من بَردهداغِ بی سیم و زری پیدا شد از نوایش ، به پرواز آیمطائری ، همسفری پیدا شد دلم اینجا قمار می خواهد سوخته ی پُر ضرری پیدا شد برچسبها: یوسف بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مشکل بشر معاصر این است

  • نیلوبلاگ

    @molanatarighatشهیندخت خوارزمی روانشناس: مشکل بشر معاصر این است که قلبش از عشق و ارزشهای انسانی خالی است. برچسبها: اجتماعی تاريخ : چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 11:9 | نویسنده : یوسف جلالی | بخوانید...

    ادامه مطلب
  • غزل این رویاء ، تعبیر دارد ؟ که آیئنه می خندد

  • نیلوبلاگ

    پاییز ، شرح حال من است ، که رحم کنیبرگ برگش ، روزهای تن است ، که رحم کنیصد باغ ، در این شهر بنا شده ، حیف نمی دانی ما را موطن ، فقط آن وطن است ، که رحم کنیشب که غزل می خوانند اهالی شعر ، من می میرممرا درد ، مُرادِ آن انجمن است، که رحم کنیتا دست رقیب شانه است ، شانه ی من میلرزد دانستی چرا فغانِ مرغ چمن است؟ که رحم کنیدوش از گریه ی آینه سبک شدم ، خدا رو شکردلم به مرهمِ دستانِ تو روشن است ، که رحم کنیاین پروانه ، از شمعِ حریمِ تو برون نمی روداین دست پرورده ی این سمن است ، که رحم کنی این زخمِ یادگار بماند ، به عدلِ محشرِ کبریما را زبان بسته ، دل به سخن است که رحم کنی این رویاء ، تعبیر دارد ؟ که آیئنه می خنددنگاهِ ما هنوز ، مشتاقِ آن عدن است که رحم کنی " یوسف "برچسبها: یوسف بخوانید...

    ادامه مطلب
  • بین این آدمها فقط باید عاقلانه زندگی کرد

  • نیلوبلاگ

    دلنوشتهمطمئن باشیم خبرهایِ خوب سرزده از راه خواهند رسید.دستِمان را خواهند گرفت و میبرند جایی که نه غم باشد نه دوری ، نه دلتنگی ، نه فاصله، نه تنفری ، نه بیزاری، نه ترسِ از دست دادنی ،نه ناتوانیِ فراموش کردنی.دستِ این اتفاقهایِ خوب آنقدر قوی خواهند بود که تمامِمان را یک جا به انها خواهیم سپرد.دیگر نگرانی فردایِ دوبارهدر وجودمان تکثیر نمیشود تا ریشه خوشی هایمان را بخشکاند.https://t.me/hayatarefanehu200eu200eu200eu200eu200eu200eu200eu200eu200eu200eu200eu200eu200eu200eu200eu200eu200eu200eu200eu200eu200eu200eu200eدلنوشتهسخت است؛ اما گاهی در زندگی باید از چیزی که دوستش داری بگذریتا به چیزی که صلاح تو است برسی.آدم ها فقط ادم هستندنه بیشتر نه کمتر،اگر کمتر از چیزی که هستندنگاهشان کنی انها را ش...

    ادامه مطلب
  • این روزها عبادتهایمان بوی عادت گرفته اند.

  • نیلوبلاگ

    دلنوشتهنماز میخوانیم اما قلبمان ارامنمی گیرد.قران تلاوت می کنیم اما آرمش نداریم.روزه می گیریم اما احساس سبکی نمی کنیم.این روزها عبادتهایمان بوی عادت گرفته اند.یادمان رفته که ما درمقابل خالق تمام جهان ایستاده ایم!یادمان رفته که باید به بهترین نحو برایش بندگی کنیم.یادمان رفته مه برای آرام شدن خودمان نیاز به عبادت خدای سبحان داریم.اگر زندگی امروزمان سراسر مشغله و درد و گرفتاریست، تنها علتش اینست که ما خدا را در زندگی خود فراموش کرده ایم.https://t.me/hayatarefanehدلنوشتهبعضی دردها در زندگی هست کهبا هیچ دارویی درمان نمیشود، فقط با بودن آدم هایی تسکین پیدا میکند کهمثل قرص آرامبخش اند.آدم هایی که در صدا و حرف های انها نیرویی خدادادی است که ارامش میدهد.کافی است چند کلمه باانها صحبت کنی تا همه درد...

    ادامه مطلب
  • به پاس این چند صباحی که مؤمنان، خود را از معصیت دور نگه داشتند

  • نیلوبلاگ

    نکتهبه پاس این چند صباحی که مؤمنان، خود را از معصیت دور نگه داشتند، خدا نیز در آخرت، آنان را از هر غم و رنجی دور نگه میدارد«وَوَقَاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ»https://t.me/hayatarefanehنکتهایمان به خدا، سبب خضوع در برابر حقّ و عدم تسلیم در برابر طاغوتu200f هاست.ایمان به قیامت، موجب وسعت دید و بلندى همّت مىu200fگردد.ایمان به وجود ملائكه، نشانهu200f ى ایمان به تشكیلات ماوراى طبیعت است.ایمان به انبیا، ایمان به وحى و جریان هدایت در طول تاریخ است و دلیل بر اینكه انسان در این جهان رها و بىu200fبرنامه نبوده است. https://t.me/hayatarefanehبرچسبها: عرفانی بخوانید...

    ادامه مطلب
  • آدمی در این عالم در غایت نقصان و عجز و ناکسی است

  • نیلوبلاگ

    روزی شیخ ابو سعید ابوا الخیر می گذشت با صوفیان فراجائی رسید که چاه طهارت جای پاک همی کردند و نجاست بر راه بود صوفیان همه به یک سوی گریختند و بینی بگرفتند و شیخ بایستاد و گفت: «ای قوم، دانید که این نجاست فرامن چه می گوید؟» می گوید که : «دی در بازار بودم، همه کیسه های خویش بر من همی افشانیدید تا مرا به دست آورید یک شب با شما صحبت بیش نکردم، بدین صفت گشتم مرا از شما می باید گریخت یا شما را از من؟»و به حقیقت چنین است که آدمی در این عالم در غایت نقصان و عجز و ناکسی است و روز بازار وی فردا خواهد بود اگر کیمیای سعادت بر گوهر دل افکند تا از درجه ی بهایم به درجه فرشتگان رسد و اگر روی به دنیا و شهوت دنیا آرد، فردا سگ و خوک را بر وی فضل بود که ایشان همه خاک شوند و از رنج برهند و وی در عذاب بماند پس چنا...

    ادامه مطلب
  • غزل این شهر ، دیوانه را چوبِ سنگین نمی زند

  • نیلوبلاگ

    اگر چه دوست به قهر است ، چُنین نمی زندهزار زخمِ کاری اش ، مرا زمین نمی زندهر آن چه یار سازد ، مصلحت است انگارپنداشته ای ؟ بیاید ، بوسه قرین نمی زند؟در لطف او ندارم شک ، چون فرشته استتیرِ خلاص دارد ار چه ، به یقین نمی زندمن سِحرش را ، به بوسه باطل می کنمشاید رد بوسه را ، به حُرم آئین نمی زنداگر با " آینه " ، به راز نشسته ام عمریمَرد است" او "، حرفِ غمگین نمی زند انگار تنهایی سرنوشت من است تا آخر ، عجب کهاین شهر ، دیوانه را چوبِ سنگین نمی زنددیشب ، پشت این پنجره ، دختری از تب سوختطفلک اینجا ، شاعری برایش شعر شیرین نمی زندغصه دارِ یک شهرم ، که از عشق خالی شدنددربِ خانه ی شاعر را ،" با این " نمی زند " یوسف "برچسبها: یوسف بخوانید...

    ادامه مطلب
  • غزل همه سوختن است اینجا ، که " آن " مجاز باشد

  • نیلوبلاگ

    شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشدتو بیا کز اول شب در صبح باز باشد......

    ادامه مطلب
  • برای این همه تنهایی u200fای کاش خدا کاری کند.

  • نیلوبلاگ

    حرف دل همه رو شاملو گفته، اونجا که میگه :u200f"برای توبرای چشم هایتu200fبرای منبرای دردهایمu200fبرای مابرای این همه تنهایی...

    ادامه مطلب
  • هر کسی دارد گناه میکند این جنگ با خداست

  • نیلوبلاگ

    آیت الله جوادی آملی :توضیح این که گناه, جنگ با خداست این است که یک وقت کسی خلاف دستور شرع انجام میدهد منشأ این مخالفت این است که یا جهل به حکم دارد یا جهل به موضوع, یا سهو حکم دارد یا سهو موضوع, یا نسیان حکم دارد یا نسیان موضوع, یا خطای حکم دارد یا خطای موضوع, یا غفلت از حکم دارد یا غفلت از موضوع, یا اکراه است یا اجبار است یا الجاء است یا اضطرار است هیچ کدام از این موارد گناه نیست بر اساس حدیث رفع «رُفع عن امّتی» همه اینها برداشته شد، پس چه وقت معصیت است؟ آن وقتی که به حکم علم داشته باشد بدون غفلت و سهو و نسیان به موضوع علم داشته باشد بدون سهو و غفلت و نسیان, اکراه و الجاء و اضطرار نباشد این میشود گناه, معنایش این است که خدایا من میدانم شما گفتید این کار حرام است ولی به نظر من باید بکنم، هیچ...

    ادامه مطلب
  • غزل گفت : چه میخواهی از این " کوچه شب جانم " را ؟

  • نیلوبلاگ

    باز کن جانِ مرا ، خنده ی پُر سودت راآتشی زن به وجود ، بوسه ی موعودت راباز کن چادُرِ گل دارِ پُر از رمزِ مرابر کَن این غم ز دلم ، چشمِ پُر از جودت راتازه کن باغِ دلم ، با دو سلامی تازهچشم بَد دور ، بچکان ! اسپند چون عودت راآب زن ! کوچه ی احساس مرا ، با غزلیدوست دارم حیای همه ی هول شدن زودت راشعر و ماه ، آینه و گُل ، آب و همین سجادههمه یاد آور اینند نگار ، بودت راوای از شرمِ زیادِ تو منم دست بسته امقطره ای کرده هوس ، آن عطشِ رودت راخواب بودم که زدی بوسه ، قبول نیست مرادیدنی است هر لحظه ، چشم خمار آلودت راای صنم ! آتش تو ! شِبهِ گُلستانِ خلیل (ع)کاش افزون بزنی ! آتشِ نمرود راگفت : چه میخواهی از این " کوچه شب جانم " را ؟گفتمش : پاک کنم " هر چه غم اندودت " را " یوسف "برچسبها: یوسف بخوانید...

    ادامه مطلب
  • بی توجهی باعث پلاسیده شدن و آسیب دیدن این رابطه می شود.

  • نیلوبلاگ

    ✍ در رابطه ای که حرفی برای گفتن نداشته باشید، جنس رابطه خوب نیست هردو_بخوانیم←برخی رابطه ها اگر موضوعات عمومی و روزمره را مثل: احوالپرسی ، گزارش روزانه فردی ، خرید کردن ، بیرون رفتن و مهمانی ها و ... را از آن گرفت ، هیچ حرفی و کلامی با یکدیگر ندارند !←هرچند چنین موضوعاتی در حد معمول و معقول خوب و لازم است، ولی اگر کل رابطه را چنین موضوعاتی پر کرده باشد ، زنگ خطری برای رابطه است که در دراز مدت کسالت آور و خسته کننده خواهد شد!←عشق و ازدواج همچون درختی است که باید به آن رسید و پرورشش داد تا به پیش برود هرگونه بی توجهی باعث پلاسیده شدن و آسیب دیدن این رابطه می شود.←کم توجهی ، بی اهمیتی ، بی ارزشی ، بی تفاوتی و بی علاقگی به جایی منتهی می شود که دیگر همه می پذیرند که این رابطه تمام شده است. و آنو...

    ادامه مطلب
  • پس چرا این همه خاطره در کوچه ما جا گذاشتید؟

  • نیلوبلاگ

    بقول محمد صالح علاء :شما کهمیخواستیدبرویدپس چرااین همهخاطرهدر کوچهما جاگذاشتید؟؟؟https://t.me/Razedelema برچسبها: محمد صالح علاء تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۴۰۱ | 13:36 | نویسنده : یوسف جلالی | بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مسئله اساسی این است که انسان در برابر دو راه «هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ» انتخاب کننده باشد

  • بهتر است بدانیم این افکار ماست که ما را غرق میکند وگرنه زندگی عمق زیادی ندارد

  • نیلوبلاگ

    دلنوشتهکسی که شنا کردن بلد است میداند که آب او را پایین نمیکشد اما کسی که با شنا آشنا نیست فکر میکند آب او را پایین میکشد و غرق میکند.برای همین بیهوده دست و پا میزند و غرق میشود.بهتر است بدانیم این افکار ماست که ما را غرق میکندوگرنه زندگی عمق زیادی ندارد.https://t.me/hayatarefanehدلنوشتهچشمی که مدام عيبهای ديگران را ببيند، و به ذهن منتقل می کند .و ذهنی که دائم با عيبهای ديگران درگير است، آرامش ندارد، درونش متلاطم و آشفته است .در عوض چشمی که ياد گرفته است هميشه زيبايیها را ببيند، اول از همه خودش آرامش پيدا می کند . چون چشم زيبابين عيبهای ديگران را نمی بيند و دنيای درونش دنيای قشنگیهاست .زیبا ببینیم تا به ارامش برسیم.گرت عیبجویی بود در سرشتنبینی ز طاووس جز پای زشتhttps://t.me/ha...

    ادامه مطلب
  • بعد از اینکه فرزندتون از 18 سالگی گذشت

  • نیلوبلاگ

    ⛲ بعد از اینکه فرزندتوناز 18 سالگی گذشت وقتی از شما شکایت میکنه و با شما مشکل پیدا کردهتنها چیزهایی که میتونید به فرزندتون بگین اینه که :◀ پسرم ، دخترم من در حق تودر ارتباط با کارِ پرورش ، تعلیم و تربیتاشتباه کردمو بسیار متأسفم[ چون این اعتراف خیلی از اوقات بچه ها رو رها و راحت میکنه ]◀ درِ خونه من همیشه به رویِ تو بازه و آغوشِ گرمی برای تو دارم و از پدری و مادری هم استعفا داده ام و فقط دوست تو هستم .◀ اگر فکر میکنیمسئله و مشکلی داریحال و احساس خوبی نداریقربونت ، بیا برو دکترنه اینکه من میبرمت دکتر ...

    ادامه مطلب