
حسین منصور را قَدَّسَ اللّهُ رُوحَهُ پرسیدندلذت عشق در کدام وقت کمال گیرد.فرمود در آن ساعت که معشوق بساط سیاست گسترده باشد و عاشق را برای قتل حاضر کرده و این در جمال او حیران شود و گوید:او بر سر قتل و من در او حیرانمکان راندن تیغش چه نکو میراندعینالقضات همدانی@molanatarighatبرچسبها: عین القضات همدانی بخوانید...
ادامه مطلب
ای پاسخ بی چون و چرای همه مااکنون تویی و مسألههای همه ماکو آنکه، در این خاک سفر کرده نداردسخت است فراق تو برای همه ماای گریه شبهای مناجات من از تولبخند تو آمین دعای همه ماتنها نه من از یاد تو در سوز و گدازمپیچیده در این کوه صدای همه ماای ابر اگر از خانه آن یار گذشتیبا گریه بزن بوسه به جای همه ماما مشق غم عشق تو را خوش ننوشتیماما تو بکش خط به خطای همه ماگر یاد تو جرم است غمی نیست که عشق استجرمی که نوشتند به پای همه مادر آتش عشق تو اگر مست نسوزیمسوزانده شدن باد سزای همه مافاضل نظریبرچسبها: فاضل نظری بخوانید...
ادامه مطلب
مرداب زندگی همه را غرق میکندای عشق! همّتی کن و دست مرا بگیرفاضل نظریðx9fx8dx83 برچسبها: فاضل نظری تاريخ : سه شنبه یکم خرداد ۱۴۰۳ | 10:51 | نویسنده : یوسف جلالی | بخوانید...
ادامه مطلب
« سلاما علی من وقعوا فی الحب مع اشخاص لا یمکنهم الوصول علیهم. »+سلام بر آنها که در عشقِ کسی فرو افتادهاندکه هرگز نمیتوانند به وصالش برسند.برچسبها: عاشقانه بخوانید...
ادامه مطلب
☀️درونها را به کعبه، ارتباطی و عشقی و محبتی عظیم است...و آن تعلق، نه به کفر است و نه به ایمان!آدمیان در اندرون دل، از روی باطن، محب حقند و طالب اویند و نیاز به او دارند و چشم داشت هرچیزی از «او» دارند و جز «وی» را بر خود قادر و متصرف نمیدانند.این چنین معنی، نه کفر است و نه ایمان و آن را در باطن،نامی نیست.اما چون از باطن سوی ناودان زبان آن، آب معنی روان شود و افسرده گردد، نقش و عبارت شود؛اینجا نامش کفر و ایمان و نیک و بد شود...اما چون مؤمن و کافر همنشینند، چون به عبارت چیزی نگویند، یگانهاند!#مولانا#فیه_ما_فیه@molanatarighatنامی که بتوان نامید، نام واقعی نیست؛راهی که بتوان رفت، راه واقعی نیست...#دائو_ده_جینگ.برچسبها: فیه ما فیه بخوانید...
ادامه مطلب
جهانی طالب'>طالب بهشت شدهاند، و یکی طالب عشق نیامده!از بهر آنکه بهشت، نصیب نَفس و دل باشد؛و عشق، نصیب جان و حقیقت.هزار کس طالب مُهره باشند و یکی طالب دُر و جوهر نباشد، آن کس که به مجاز قدم در عشق نهد، چون به میانه عشق رسد گوید:که من میدانستم که قدم درنمیباید نهادن، لاجرم بباید کشیدن.@molanatarighat#شیخعینالقضات_همدانیتمهیدات.برچسبها: عین القضات همدانی بخوانید...
ادامه مطلب
رنجِ عشقم را تو میدانی و غرقِ حیرتمدر دلِ ویرانه مهمانی و غرقِ حیرتمدر میانِ ماهِ کامل گرچه میبینم تو رادر خودِ آیینه پنهانی و غرقِ حیرتمهمچو یک گُل در خزانِ ذهنِ خواب آلودهامتا همیشه سبز میمانی و غرقِ حیرتممیرسد بر شامهام هر لحظه بوی خوب توعِطرِ صدها باغو بستانی و غرقِ حیرتمباز میآیی به خوابم همچو شبهای دگرشعرِ جانسوزِ مرا خوانی و غرقِ حیرتممیرسد هر دم طنینی از صدایت بی گمانگرمِ نجوایی و گریانی و غرقِ حیرتمبر مزارِ آرزویم همچو ابری دائمیاشک میباری ؛ چو بارانی و غرقِ حیرتمگر فراموشت نکردم ؛ این هم از لطفِ خداستدر دلِ بشکسته چون جانی و غرقِ حیرتم#سید_ناصر_عسگرپور#فقط_شعر_و_غزلشما هم به جمع بیش از ۵۰۰۰ هوادار شعرِ عضوِ این کانال بپیوندید... ...
ادامه مطلب
شخصیت سالم، انسانها را طبقه بندی ارزشی نمیکند بلکه تنها احساسات متفاوتی نسبت به آن ها دارد.و به خود این حق را نمیدهد در جهت تغییر دادن دیگران تلاش کند. اندرز دادن کسی که از ما راهنمایی نخواسته است و تلاش برای تغییر دادن دیگران، مغایر با روابط صمیمانه است."کارل راجرز" پایه گذار روانشناسی انسان گرا اعتقاد دارد که یک شخصیت سالم در روابطش با دیگران"عشق نا مشروط" به آنها میدهد، یعنی بدون اینکه شرطی قائل باشد دیگری را دوست دارد، افراد را با تمام عیب و نقصی که دارند دوست دارد. چنین فرایندی بسیار نادر است. به این دلیل که ما در مورد خودمان هم نقش دادستان و قاضی را ایفا می کنیم، چگونه ممکن است در مورد دیگران نقش متفاوتی داشته باشیم؟!...
ادامه مطلب
«الحب الي يوصل للبكاء عمره ما كان كذب»عشقی که به گریه رسیده باشههرگز دروغ نبوده... برچسبها: عاشقانه تاريخ : دوشنبه هفتم شهریور ۱۴۰۱ | 19:32 | نویسنده : یوسف جلالی | بخوانید...
ادامه مطلب
هنرمند كسى است كه اول عاشق شود و سپس با عشق'>عشق زيبايى را صيد كند، زيرا زيبايى در همه چيز جلوهگر است، حتى در ذات كوچك عالم نيز حضور دارد. خداى متعال در بسط اين زيبايى مىفرمايد:وَ لَكُمْ فِيها جَمالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ.براى شما زيبايى است در كيفيت بازگشت دادن گوسفندان، شبانگاه از چراگاه و نيز در نحوۀ رها كردن آنها در بامداد به سوى چراگاه.هنرمند اين زيبايى را بايد به تصوير بكشد يا بنويسد يا بخواند. كسى كه زيبايى را در عالم هستى مىشناسد و آن را صيد مىكند، «رند» است و ابزار صيد او نيز «نظربازى» است، يعنى ديدۀ جمالبينى و زيباشناسى پيدا كردن است. كسى كه عاشق و رند و نظرباز باشد، در واقع هنرمند واقعى است؛ به قول حافظ:عاشق و رند و نظربازم و مىگويم فاش تا بدانى كه به چندين هن...
ادامه مطلب
سفرِ عشق ، کجابی خطر است ؟دل وامانده ، عجب در شرر استسفر از عشق ، به عشق باید کردحذر از عشق ،کجا شاید کرد؟گره کارِ من افتاده به عشقعقل و جان و خردش داده به عشقدر قمارت شده این جان بدانبی شمارت شد...
ادامه مطلب
#عشق_رازیست ڪه تنها به خدا باید گفتچه سخن ها ڪه #خدا با من#تنها_دارد #فاضل_نظری...
ادامه مطلب
وای اگر باده ز ما وا گیردجز دلِ غم زده ؛ ماواء گیردنکند وای پشیمان بشود ؟خلوتم ؛ ریزش باران بشود ؟وای اگر اوسفرش دیر شوددل زنجیر شده دلگیر شودکاش سفر خانه خرابم نکندختم این جاده سرابم نکندماهِ ج...
ادامه مطلب
ردِ عشقِ من تا تو کشیده، برایِتو کجاست بانو ؟دردِ تو ، بر جان من تنیده ، برای تو کجاست بانو ؟عجب از من استیا تو؟ بدیندلدادگی نا دیده ...محال ، چنین عشقی دیده، برای تو کجاست بانو ؟به انتظار جا...
ادامه مطلب
اگر نه عاشق اویم چه میپویم به کوی اووگر نه تشنه اویم چه میجویم به جوی اوبر این مجنون چه میبندم مگر بر خویش میخندمکه او زنجیر نپذیرد مگر زنجیر موی او# مولانا نیلوبلاگ...
ادامه مطلب
تشنه از عشق ، مرا تا تو رسانده ... چه کنم ؟نه مگر عشق ، به سودات دوانده ... چه کنم ؟من پُر از حسِ قشنگِ غزل و عاشقی ام ای گُلِ منهنرم بین که نادیده به نقشت کشانده ... چه کنم ؟سخت نیست چیدن یک ماه ، ...
ادامه مطلب
در مسجد عشق رفته بودم به نیازگفتند: اذان بگو، من از او گفتم...#علیرضا_بدیع @foroogh_farokhzad...
ادامه مطلب
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...
ادامه مطلب
مهربان ای مهربان ای مهربان مهرکردی؟ سحرکردی؟ بردی جان؟ مهر را هم سحر را من می برم چون ز توست از عمق جانم می خرم می برم در جان نگهداری کنم سود سود است من خریداری کنم هر چه از توست پاک پاک است جان من گفتگویت هم شده درمان من درد از تو نوش داروی من است مست عشقت گشته این مست الست باده عمدا داده ای مستم کنی " باده عشقت " که تا هستم کنی من فدایی دل پاک تو را کی نشینم ساحل پاک تو را چشم دوزم به فروغ چشمت خیل اغیار به شلوغ چشمت چهره معصوم نازت ، ناز بود کاش مرا تا کوی تو پرواز بود پر زنم من تا حریم خانه ات تا قرار گیرم به روی شانه ات دست کشی بال و پرم را ماه من؟ بوسه کی سازی سرم را ماه من ؟ " یوسف " ...
ادامه مطلب