غزل آتش است جانم بیازامایش به بوسه - تاریخ: 1395/9/5 ساعت: 20:56
قصه ی عشقت مرا در کوی و بازار نیستxa0 راز داریِ چُنین عشقی مگر دشوار نیست؟ xa0 هر چه دردست بگذار تا من نهم بر جانِ خود تو به دل خوش باش , تحمل بایدم , آزار نیستxa0 xa0 مهر و دردت هر دو شیرینند به جان باور نما بویِ تو دارند عزیز , رنجش مرا در کار نیستxa0 xa0 خاطرت زیباترین بویِ معطر می دهد شبهایِ من ...
غزا آهسته در گوشت بیا چیزی بگویم - تاریخ: 1395/9/5 ساعت: 20:56
xa0 * آهسته در گوشت بیا چیزی بگویم * خواهم که با اشکم برایت راز گویم xa0 خواهم بگویم مهربان در باغ عشقم با شبنم گلها بیا رویت بشویمxa0 xa0 تنها گل دنیا منم که نورم از توست جز آب مهرِ تو محال است که برویم xa0 xa0می بینیَّم می دانیَّم تنها به شهرتxa0 سنگ می زنندم تا تورا آنجا نجویمxa0 xa0 خواهم که آهس...
مثنوی خشم اصیل از حسن دلبری - تاریخ: 1395/9/5 ساعت: 20:56
خشم اصیل باز در حجم زمستانی سردی دیگر/ سایه گسترد شبی دیگر و دردی دیگر شب نفرین شده ای رایت یلدا بر دوش/ شب ننگی علم کشتن فردا بر دوش شبی آشفته شبی شوم شبی سرگشته/شبی از سردترین قطب زمین برگشته امشب از مملکت زاغ و زغن می آیم/از لگدمال ترین سمت چمن می آیم گفتنی ها همه راز است ولی خواهم گفت/سر این رشت...
مثنوی دو قدم مانده به هم از حسن دلبری - تاریخ: 1395/9/5 ساعت: 20:56
دوگام مانده به هم سیبی از هوا افتاد چه اتفاق قشنگی میان ما افتاد دو گام مانده به هم لحظهها طلایی شد فضا پر از هیجان های آشنایی شد نه حزن ماند و نه حسرت نه قیل و قال و نه غم سکوت بود و تماشا دو گام مانده به هم زمین پر آینه شد زیر گام ما دو نفر فضا شلوغ شد از ازدحام ما دو نفر نگاه ما دو نفر در هجوم هم...
با چه کسی دوست باشیم ؟ - تاریخ: 1395/9/5 ساعت: 20:56
پیامبر صلی الله علیه و آله والسلم فرمود : xa0 روزی حوّاریّون از حضرت عیسی علی نبینا و واله علیه السلامxa0 پرسیدند : یا روح الله با چه کسانی ما مجالست کنیم؟ آن بزرگوار فرمود : کسی که با دیدنش یاد خدا بیفتید و وقتی گفتگو می کنید بر علم شما افزوده شود و وقتی به اعمالش نگاه می کنید شما xa0را به کار خیر ...
غزل صبر یعقوب - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 11:07
تا xa0به یوُسفم رسم xa0صبر یعقوب می کنمxa0 این بلاها را تحمل همچو ایوب می کنمxa0 xa0 کار ما در عاشقی جز رنج و حرمانی نبود نا امید هرگز نیّم کی کارِ معیوب میکنمxa0 xa0 هر کسی از عشق پرسد وز بلای عاشقیxa0 قصه ی عشق را برایش نقش زر کوب میکنمxa0 xa0 یک خبر تنها مرا ویرانه می سازد به عشق بر لبش نام رقیب ...
غزل گم گشته کجا جویمت - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 11:07
ای گم گشته یِ سالهایِ من کجا جویمت ؟ تا رنجِ سالها تنهاییِ دل یک جا گویمتxa0 xa0 می دانم هستی به یقین , امّا به کجا ؟ هرشب به رویایی و نمی توانم ببویمت xa0 منتظرم با آمدن پیامبرِ رحمت و مهربانیِ بارانت لبریز از همه یِ تو شوم xa0وز وجودِ تو برویمتxa0 xa0 " یوسف " xa0
غزل تشنه ی عشق - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 11:07
سیر می نگردم ز خیالاتت ای نگار زآنکه مرا تشنه ی عشق آفرید افریدگار xa0 مست می نخورده که حد ندارد ای محتسب بزن شلاق که نگه میدارمش ز دوست یادگار xa0 مارا که طفلان کوچه و بازار می زنند به سنگ تو هم بزن تا زخلق نمانی شرمسارxa0 xa0 ما چوبِ تاوان xa0عشق را به جان می خریمxa0 این ترکه ایست که ثمر می دهد به...
غزل ساربان - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 11:07
ای ساربان , جانم سِتان xa0حرکت مده بر کاروانxa0 آن مَه که هست درکاروان xa0عمری است مرا آرام جان xa0 دیری است جانم دست اوست جانم همی سر مست اوست من نه , که شهر پا بست اوست ,ترسم دهی دل ساربان xa0 از او" زمین گیرم "بدان , سنگ بر جبین دارم بدان xa0 از عشق , همین دارم بدان انگشت نمای عاشقانxa0 xa0 شیخم ...
غزل بی نهایت از عشق خالق هستی - تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 8:46
ای مهربان تر از عشق هم بی نهایت از عشق آیئنه دارِ خوبی , xa0کردی روایت از عشق xa0 در ذره ذره جانم پُر از شرارِ مهرتxa0 جذب از تو هست , نگاهی , گردم هدایت از عشق xa0 xa0 از ذره ای گرفته تا کلِ کائناتتxa0 موج میزنند به ذکرت گویند شهادت از عشق xa0 آن کس رهید ز شیطان کو جز تواش نمی دید در هرچه دید , تور...
غزل من اگر گل بشوم ... - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 21:19
* من اگر باد شوم عطر تو را می بویم * اگر خورشید شوم سایه ی تو می جویمxa0 xa0 شبی مهتاب شوم بی تو هلال می گردمxa0 اگرم گل بشوم روی دلت می رویم xa0 xa0وقتیxa0شاعر بشوم xa0در غزلم نام یکی استxa0 جز " دلآرام "مگر اسم کسی می گویم ؟ xa0 اگر باران بشوم خانه ی تو راه من است پا بنه خانه ی جان دیده تر می شویم...
مصرع من اگر باد ... - تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 22:58
xa0 xa0 xa0 xa0 من اگر باد شومxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 عطر تو را می بوسمxa0 xa0 xa0 " حمید رها "
هدف خلقت انسان از دیدگله قرآن - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:39
در قرآن کریم یک جا تصریح میکند : xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0" ما خلقتُ الجنّ والانسن الّا ایعبدون " xa0 غایت خلقت جن و انسان را عبادت شمرده است . ممکن است این برای فهم ما خیلی ثقیل باشد که آخر , عبادت چه فایده ای برای خدا یا برای بشر دارد ... ؟ xa0ولی قران این مطلب را در کمال صراحت ذ...
شعر ناز مکن - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:39
ناز مکن ناز مکن طبع مرا باز مکنxa0 طره یِ خود باد مده کیف مرا ساز مکن xa0 چشم چو خمار مکن بیش تو بیمار مکنxa0 شاعرِ دل خسته یِ خود بر سرِ آواز مکنxa0 xa0 " یوسف " xa0
غزل نمک گیر خدایت شده ام - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:39
باورت هست که بارها فدایت شده امxa0 شبها غرق خیال , محو نگاهت شده امxa0 xa0 دم به دم تا ببرم نام تورا , دانستی ؟ عاشقِ گفتن " جانم " ز صدایت شده ام ؟ xa0 گل سرخی که در باغچه بود بهرتو بود xa0 تا ببویم تا ببوسم تا بمیرم که فنایت شده ام xa0 قصّه یِ غصّه یِ تو پیر نمود جان مرا کشته یِ گریه یِ خاموشِ صدا...
غزل راه بیا راه بیا - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:39
راه بیا راه بیا با منِ افتاده بیاxa0 با من افتاده به چَه دل به کفت داده بیا xa0 دل زکفم برده نگار اوکه دلش هست بهار کشته عشقش به هزار xa0عارفِ دلداده بیاxa0 xa0 شب به شبت گریه کنان بهر فراق مویه کنان اشگ مرا آب زلال تا که نیفتاده بیاxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 دست به دعا ...
غزل شمس من تبریز باش - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 3:52
من پریشان گشته ام , درمان نمی خواهم زتو ؟ در به در در کوچه ها , سامان نمی خواهم ز تو ؟ xa0 کار مجنون این چنین است , نیست مثلِ دیگران تشنه و گم گشته ی مهرت شدم , باران نمی خواهم زتو ؟ xa0 گر پریشان تر ز من دیدی ! بِبُر از عشقِ منxa0 سخت گیری کن همی با مدعی , آسان نمی خواهم زتوxa0 xa0 مهربانی میکنی, خ...
بیت سر و سرّ - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 19:01
بویِ تو در گلها دیدم مگرxa0 xa0 با گلِ رُز سر و سرّی داری xa0 " یوسف " xa0
گلچین ابیات زیبا 12 گل و بلبل - تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 17:51
سحر گاه است و باور کن بی اندازه آشوبی xa0 بیا با شعر آرامت کنم شاعر هنر داردxa0 xa0 " مریم عظیمی " xa0 ز عشق بازی پروانه شد مرا روشنxa0 xa0 که غیر سوخت ندارد قمار سوختگانxa0 xa0 " مشتاق اصفهانی " xa0 xa0 طمع دارم که آن مه چهره بر چیند نقابش راxa0 xa0 کرا طاقت بُوَد دیدن رخ چون آفتابش را xa0 " صائب "...
غزل - تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 17:50
داغیِ عشقت مرا جان می دهدxa0 غصه هایم را چو پایان می دهدxa0 xa0 با تو دنیا مهربانی می کندxa0 کلِ شهر شیرین زبانی می کند xa0 آنقدر با من نگاهت مهربانxa0 حرف حرفت می شود آرام جانxa0 xa0 دستِ تو گرمیِ خورشید است مراxa0 قلبِ تو خانه ی امید است مراxa0 xa0 نام شهرت کاین چنین آرامش استxa0 در کنارت صد یقین ...

برچسب‌های مرتبط

تسلیم در برابر امر خداوند | تسلیم در برابر امر خدا | تسلیم در برابر خدا | راه ورود به بهشت | راه ورود به | راه ورود به اینستاگرام | چگونه بدی دیگران را فراموش کنیم | چگونه جواب بدی دیگران را بدهیم | چگونه بدیهای دیگران را فراموش کنیم | با چه کسانی دوست باشیم