غزل ...از پای تا جان آتشم
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 22:50
اَز پای تا جان آتشمxa0 والله اگر دامن کِشمشمعت به آتش زنده است منَّت هزاران می کشمxa0کو تشنه تر از من به تو ؟ آشفته تر از من به تو ؟کو در به در از من به تو ؟ این راه را بی تن کشمxa0xa0ای جامِ دستت آرزو من با
سفر عشق ، کجا بی خطر است ؟
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 22:50
سفرِ عشق ، کجاxa0بی خطر است ؟دل وامانده ، عجب در شرر استxa0سفر از عشق ، به عشق باید کردحذر از عشق ،xa0کجا شاید کرد؟xa0گره کارِ من افتاده به عشقعقل و جان و خردش داده به عشقxa0در قمارت شده این جان بدانبی شمارت شد
#عشق_رازیست ڪه تنها به خدا باید گفت
-
تاریخ: 1398/10/12 ساعت: 3:51
#عشق_رازیست ڪه تنها به خدا باید گفتxa0xa0چه سخن ها ڪه #خدا با منxa0#تنها_دارد #فاضل_نظریxa0
مثنوی کی توانی که گره از دل ما باز کنی ؟
-
تاریخ: 1398/10/12 ساعت: 3:51
کی توانی که گره از دل ما باز کنی ؟می شود نامxa0مرا خوانده سر افراز کنی؟xa0سرِ شوقِ تو مرا شاعرِ شهرم کردهمی شوم یار همی از سفرت افسردهxa0xa0باز باران دلم ، ابری و بارانی استجانِ من چون دلِ تو طوفانی استxa0از نو
مثنوی آید آن یار که باید آید
-
تاریخ: 1398/10/12 ساعت: 3:51
آید آن یار که باید آید ؟خنده از کُنجِ لبش می زایدxa0آید آن یار که باید باشدxa0آن پرستار که باید باشدxa0خیمه بر جان و دلِ من بزندغصه ها از دل و جانم بکَندxa0بویِ او ، بوی بهار است به جانبوی شب بو ، قرار است به
مثنوی تو بیا ؛ شانه ی عشقش با من
-
تاریخ: 1398/10/12 ساعت: 3:51
وای اگر باده ز ما وا گیردxa0جز دلِ غم زده ؛ ماواء گیردxa0نکند وای پشیمان بشود ؟خلوتم ؛ ریزش باران بشود ؟xa0وای اگر اوxa0سفرش دیر شوددل زنجیر شده دلگیر شودxa0کاش سفر خانه خرابم نکندختم این جاده سرابم نکندxa0ماهِ ج
غزل وای اگر قصه ی من در تو فراموش شود
-
تاریخ: 1398/10/12 ساعت: 3:51
شرحِ گیسویxa0تو در هر غزلم مشهود استدیداستاد غزل های مرا ، گفت بسی محمود استxa0گفتمش:صوتِ دلآویزِ تو را،گفت:مده از دستشجان پاک و نوایش ، وارثِ داوود(ع) استxa0این همه عاطفه بر جانِ تو او ، نقش زدهصد نشان است
غزل وای بهارم آمده جانم دهد
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 18:10
باز بهارم آمده جانم دهدxa0آمده دارو و درمانم دهدxa0آن که زخمی زدxa0، رفت ، باز آمدهنامسلمان ، باز ایمانم دهدxa0xa0ای محالِ بوسه های من ، شود؟بوسه ای در خواب ، پنهانم دهد؟xa0مُرده را آب حیات عیسی(ع) دهدوای اگر جام
غزل شرط نیست بی تو نفس در بکشم در شهرت
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 18:10
شرط نیست بی تو نفس در بکشم در شهرتنه غزل گویمxa0 و نه شعر بر بکشم درxa0شهرتxa0عاشقی منتظر و چشم به راه ، کو چون من ؟دَم به دَم گوش به راه،xa0 سر بکشم در شهرتxa0آید آن روز که از غصه نجاتم بدهی ، لبخندشآشِ نذری ب
غزل ای وای در آرزویش این زندگانی ام رفت
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 0:47
ای گل در آرزویت جان و جوانی ام رفت...#هوشنگ_ابتهاج@nim_beyt***********************ای وای در آرزویتxa0این زندگانی ام رفتبودی جوانیِ من ؛ رفتی ؛ جوانی ام رفتxa0دردی نشسته جانمxa0؛ جز توxa0شفا نداردآری طبیبِ جان
با چه کسی هم نشینی کنیم؟؟
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 0:47
#ذکر(یاد خدا کردن) دیدارش به یاد خدا می اندازدxa0حواریون از حضرت مسیح (ع) پرسیدند با چه کس همنشینی کنیم؟ فرمود: « کسی دیدارش شمار ا به یاد خدا اندازد( یعنی نور یقین او تاریکی های اوهام و خیالات واهی و غ
میز شادی چهار پایه دارد
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 0:47
می گویند؛ میز " شادی!" جهان؛ چهار پایه دارد: دو تای آن را " حکیمی !"؛ به ما نشان داده؛ دو تای دیگر را "حکیمی دیگر !"؛ دو تایی که حکیم معرفی کرده؛ "مرنج !" و " مرنجان !"؛ مانند باران باشید که پلیدیها ر
غزل رد عشق من تا تو کشیده ...
-
تاریخ: 1398/10/4 ساعت: 10:53
ردِ عشقِ من تا تو کشیدهxa0، برایِxa0تو کجاست بانو ؟دردِ تو ، بر جان من تنیده ، برای تو کجاست بانو ؟xa0عجب از من استxa0یا توxa0؟ بدینxa0دلدادگی نا دیده ...محال ، چنین عشقی دیدهxa0، برای تو کجاست بانو ؟xa0به انتظار جا
غزل رخصت نشود تا غزلم را به دیوانه فرستم
-
تاریخ: 1398/10/4 ساعت: 10:53
رُخصت نشود تا غزلم را زxa0دیوانه فرستممستش کنم و مصرعی پیمانه فرستمxa0خام است ندانستxa0که عشق آبِ حیات استاز دیده ببارم ، به هجرش اسیرانهxa0فرستمxa0ماییم و همین جان ، که آن هم گِروی توستتنها به تو این جان ، طبی
شعر از دلم یاد نکردی ... که خبر جای خودش
-
تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 21:27
از دلم یاد نکردی ...که ... خبر جای خودشxa0جان به لب آمد و دل مُرد ، ضرر جای خودشxa0xa0نگرفتی تو سراغ از دل معشوقه خودxa0یا نگاهی به سر کوچه ....گذر جای خودشxa0xa0شیشه پنجره عشق پر از بغض غریبxa0بی تو آرام نشد ،
غزل وای اگر باز به باغ دل آشفته ی من سر نزند
-
تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 21:27
وای اگر باز ،xa0به باغِ دلِ آشفته ی ما سر نزند ؟وای اگر از غزلم ، مست نشودxa0پَر نزند ؟xa0وای اگر نقشِ مرا آینه اش نقش نزندمن به سودا ، اگرمxa0دیده ز اَشگ تر نزند ؟xa0وای اگر رویِ جمالم به دلش ننشیند ؟بهر دلجوی
غزل ای زلیخا خبرت نیست مگر ، یوسفِ تو بازار است ؟
-
تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 21:27
ای زلیخا خبرت نیست مگر ، یوسفِ تو بازار است ؟نا اهلان حراجش زده اند ، این فتاده به غمت آزار استxa0این که در چاه ست ، به تخت می رسد ای بی خبران !اگر امروز به ظاهر ، به چشمِ همه او ، بی بارxa0استxa0قرعه ی عشق
من میل یلدای تو بر جان من افتاده ببین
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 3:24
میلِ یلدایِxa0تو بر جانِ من افتاده ببینداغِ شهلایِ تو بر جان من افتاده ببینxa0در نهان می دارمت ، با هر نفس پنهان شویبویِ پیدای تو بر جان من افتاده ببینxa0عهد کردم ، بی تو من خانه نسازم شهرِ عشقذوق شیدای تو
قمر اندر قمر اندر قمر از بخت من است ؟؟؟
-
تاریخ: 1398/9/4 ساعت: 19:21
قمر اندر قمر اندر قمر از بخت من است ؟؟؟ماهِ من رفته و رفته ...ماهِ تو درxa0 چمنxa0است ؟xa0باورم نیست که گنجم شده از دست به غیرصد هزار درد نگفته , نهفته دهنxa0استxa0حُبِّ تو ای نفسمxa0گشته هوایِ دل و جانکارِ شاعر
مولانا اگر نه عشق اویم
-
تاریخ: 1398/9/4 ساعت: 19:21
اگر نه عاشق اویم چه میپویم به کوی اوxa0وگر نه تشنه اویم چه میجویم به جوی اوxa0بر این مجنون چه میبندم مگر بر خویش میخندمxa0که او زنجیر نپذیرد مگر زنجیر موی اوxa0# مولانا نیلوبلاگxa0xa0