مثنوی باز هوایی شده ام چاره کن
-
تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 10:56
دوش به خواب دست به زلف تو بودxa0حال خراب مست به زلف تو بود من کجا زلف درازش کجا ؟ بخت کجا بوسه نازش کجا؟ گفت : به پیش ، xa0دولت تو امده خورده ورق xa0، دنوبت تو امده بوسه بزد ، درد فراقش نماند کهنگی زخمه ی داغش نماند تشنه همی منتظر اب بود دیده مرا عاشق بی تاب بود گفت به صبر اجر دهند ، صبر کن دهر طلبی...
غزل آمدم خانه ی جانت که جانان بشوم
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 14:06
من xa0همانم xa0که xa0شروعش xa0کردی xa0نکندxa0 دل بکنی , دل ندهی بی سر و سامان بشوم ؟ " فائزه شعبانی"xa0 ************************************************* آمدم خانه ی جانت , که جانان بشومxa0 رفتی xa0یارا xa0, به ابد داغِ فراوان بشومxa0 دیدی xa0آن xa0روز xa0مرا xa0شانه کنان , xa0خندیدی تو ندانسته که ب...
مثنوی ساربان عاشق
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 14:06
ساخته ام با xa0تو قمار xa0در راه عشقxa0من ندانم تا رسم شاهراه عشق ؟ این فقط دانم که جانم جان توست خاکم xa0و xa0چشمم بِدان باران توست گر xa0بباری xa0آری xa0احیا می شومxa0 قطره ام با تو چو دریا می شوم کی xa0رسانی تا xa0به xa0اقیانوس xa0عشق از صمیم دل کنم دست بوس عشق سایه سایه در پی ات آواره امxa0 کِی ...
غزل تورا می خواهم
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:23
هزار طلوع خورشید xa0, چه ثمر ؟ تو را می خواهمxa0 چه سود هزار هزار گردش قمر ؟ تو را می خواهمxa0 تو با حجمِ دردِ همه ی عالم دلنشینی به جان من ای مرا xa0دردِ تو شرین تر xa0از شکر xa0تو را می خواهم مرا مران ز خود که گنه باشد دل شکستن ضعیف به محبتت سبز کن مرا xa0, xa0نه تبر تو را می خواهمxa0 تو آرزوی همه...
غزل ساحا افتاده ام کاش به دریا شوم
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:23
ساحلِ افتاده ام xa0کاش xa0به xa0دریا شوم خسته ز هجران تو , بادیه , صحرا شوم xa0 کاش رسد تا خبر : " از تو خبرها گرفت" زین xa0خبر ناشده xa0, xa0عاشقِ xa0نو پا شوم xa0 ای همه ی جان من کن گذری تا که من عشقِ محالِ xa0تو را xa0شهره به دنیا xa0شوم xa0 خنده ی غم می زنم طعنه ی اغیار را آب گذشته ز سر xa0باد x...
غزل آمدم خانه ی جانت که جانان بشوم
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:23
من xa0همانم xa0که xa0شروعش xa0کردی xa0نکند xa0 دل بکنی , دل ندهی بی سر و سامان بشوم ؟ " فائزه شعبانی"xa0 ************************************************* آمدم خانه ی جانت , که جانان بشومxa0 رفتی xa0یارا xa0, به ابد داغِ فراوان بشومxa0 دیدی xa0آن xa0روز xa0مرا xa0شانه کنان , xa0خندیدی تو ندانسته که ...
رباعی نذر یک شهر
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:23
دوش xa0آمدی و خواب مرا ستاره باران کردی باز رفتی xa0و xa0چشمان xa0مرا xa0دچار باران کردی یک xa0شهر xa0برای xa0وصل xa0تو xa0نذر xa0دارندxa0 خوب xa0کردی از آن xa0همه xa0مرا تو xa0قربان کردیxa0 " یوسف "
غزل شروع تو شروع عشق شروع حیاتی دیگر است
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:23
شروعِ تو , شروعِ عشق , شروعِ حیاتی دیگر است مگیر xa0عشقت ز من که xa0هزار xa0نقشه xa0در xa0سر استxa0 خوشم که به دریای عشقت غوطه ورم و بی خبر مگر در عالم هستی به جز عشقت xa0, خبر است ؟ زیان دیده xa0هر که xa0عشق فروخت و کالا خرید نگاه کن ظاهرش برده دید و ندانست یوسف چقدر با هنراست گرم به عشق خاکی مبتلا...
غزل نمی آیی نمی بینی نمی ببنی نم بخوانی
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:23
نمی آیی نمی بینی , نمی بینی نمی حوانی تو xa0هم xa0ناگفته های این xa0دل xa0زارم xa0نمی دانی منم زخمِ دلم xa0هم عمق زخم توست عزیز دل برای التیام این زخمها چرا پیشم نمی مانی ؟ وفا کن , پای جان می مانمت چون xa0عاشقان xa0, صدّیق برای این دل عاشق همی اغیار را از خود نمی رانی ؟ بیا شهرم یقینت گردد این عاشق...
غزل خدا می بخشد ! برای توبه اشکستن امده اینجا
-
تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 18:53
بشکن دلم را برای شکستن آمده اینجاببند به مهرت که برای بستن آمده اینجا ببند به xa0زلفت xa0همه ی xa0مرا xa0به تار مویی گمان مبری که برای گسستن آمده اینجا هزار غم xa0ز xa0ازل xa0به xa0جانم xa0رخنه xa0دارد xa0و اما برای نگاه عاشقانه و ز غم رستن امده اینجا بمیرم برای xa0دل تلاطم xa0طوفان زده ی زخمی تو کا...
غزل عشق مجازی
-
تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 18:53
ای تشنه ی عشق مجو که سیراب نمی شویمxa0با این عشق مجازی آیا مرداب نمی شویم هر از گاهی مهمان نا خوانده ای به دل استxa0 با این خوراک چرا سیاه چاله و گرداب نمی شویم صدای دلِ ما صدای هوس میدهد نه عشق حجاب زنگار به جان داریم که مهتاب نمی شویم آشفته می کنیم روزگار دل دیگران به مکر هزار خیال باطل است که به ...
غزل تورا می خواهم
-
تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 18:53
هزار طلوع خورشید xa0, چه ثمر ؟ تو را می خواهمxa0چه سود هزار هزار گردش قمر ؟ تو را می خواهمxa0 تو با حجمِ دردِ همه ی عالم دلنشینی به جان من ای مرا xa0دردِ تو شرین تر xa0از شکر xa0تو را می خواهم مرا مران ز خود که گنه باشد دل شکستن ضعیف به محبتت سبز کن مرا xa0, xa0نه تبر تو را می خواهمxa0 تو آرزوی همه ...
غزل فداین , چرا دوریت تمامی ندارد ؟
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:03
فدایت xa0, xa0چرا دوریت تمامی ندارد ؟سکوت است جوابت کلامی ندارد ؟ بدانی xa0که بدتر xa0از انتظار چه باشد ؟ که اینکه برایم قاصدت سلامی ندارد کجا می توان چشم پوشی نمود ز عشقت بگو xa0تا xa0مرا xa0دین تو xa0در محبت امامی ندارد ؟ چه دل خوش نموده این ساده دل به قولهای تو همی تا نداند xa0که وعده xa0به دیوان...
غزل عزیزم , دلم پَرپَر است....
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:03
عزیزم , دلم پَر پَر هست , دلت را خبر هست از این دل ؟مرا عاشقی در سر هست دلت را خبر هست از این دل ؟ xa0 خدا داند xa0و من که آشوب این دل xa0چو طوفان نوح xa0هست به طوفان کجا لنگر هست ؟ دلت را خبر هست از این دل ؟ xa0 تورا پروریدم به عشقی که هستیِ من بدان بسته است فراقت که خون جگر هست دلت را خبر هست از ا...
شعری از هوشنگ ابتهاج
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:03
عمری است تا از جان و دل ای جان و دل می خوانمتتو xa0نیز xa0خواهان xa0منی xa0می دانمت xa0می دانمتxa0 گفتی xa0اگر xa0دانی xa0مرا xa0آیی و بستانی مراxa0 ای هیچگاهِ ناکجا ! گو کِی کجا بستانمت ؟ " هوشنگ ابتهاج "
غزل من اگر عهدی شکستم ...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:03
من اگر عهدی شکستم بهر جانان بود و بسکاش بدانی رفتنم ابقای یاران بود بس من یقین دارم بسی رنج وبلاها دیده ایxa0 تو یقین کن هم فرارم بهرتو جان xa0بود و بس ای هوایم , در هوایت , من هوایی می شوم اری بیمارت فراقش بهر درمان بود و بس گرچه از هجران تو عمرم به پایان می رسد نه که والله رفتنم پنداری آسان بود و ...
غزل شور تو آشوب تن...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:03
شورِ تو آشوب تن , xa0عشقِ تو آرام جانای نفسِ xa0گرمِ xa0تو xa0حرز xa0و xa0دعا xa0و xa0امانxa0 xa0 منتظرم xa0منتظر xa0تا xa0که xa0صلایم xa0زنی دانه و آبم تویی ای حرمت سایه بان xa0 کفتر جلد توام گرچه دوسه شهر دورتر در حرم سینه ات xa0جا شوم ای آسمانxa0 xa0 جان من و جان xa0تو بسته ی زنجیر عشق گر نبُوَد ...
غزل شنیده ام به غم نشسته ای فدای دلت
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:03
شنیده ام به غم نشسته ای فدای غمتاز این درد بسی شکسته ای فدای غمت چاره به جز غم و شکستن نیست در عشق مگر با من این عهد نبسته ای ؟ xa0فدای غمت همان روز که گفتی : xa0" بوسه بر دل نازت " مرا یقین افتاد که دل بسته ای فدای غمتxa0 هزار درد به جانت xa0افتاده xa0از این عشق و فراق مرحبا به معرفتت که نگسسته ای ...
غزل شگردت این بودعاشقی و بی وفایی کنی؟
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 6:57
شگردت این بود xa0عاشقی و بی وفایی کنی؟بعد آتش زدن نشینی و سیر تماشایی کنی؟ xa0 تو از اتش زدن لذت ببر من از سوختن جان خویش ته خط سودایی و رسوایی ام xa0بیا تا xa0صفایی کنی xa0 دل ساده ام xa0هنوزم به xa0تو دارد xa0امید ! چقدر سادگی ؟ بخوان قصه ی دیگری رامت شوم , دوباره جفایی کنی xa0 یقین کرده ای xa0جان...
غزل کمی عشق از تو به جانم دوای من است
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 6:57
کمی xa0عشق xa0از تو xa0به xa0جانم xa0دوای من استبزن زل به چشمم که برقش شفای من است xa0 دمی اندیشدن به تو xa0حس خوب می دهد دلبرم مرور خیالات و حرفهایت به شبها هوای من است xa0 هوایی می شوم در xa0هوای دیدنت xa0تا ناکجا سایه وار شبانه به گوشت نوایی حس شده؟ نجوای من است xa0 مرا xa0بی قرار می کند چشم زیبا...